الشيخ حسين المظاهري

21

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

وَ ما خَلَفْتُ الجِنَّ والانْسَ الّا لِيَعْبُدُونِ « 1 » دربارهء شيخ الرئيس ، مىگويند او بقدرى نابغه بوده كه در هر علمى دو سه روز بشتر شاگردى نمىكرد و خود او در كتاب « شفا » مىفرمايد : من چند روزى در علم هندسه شاگردى كردم و بعد كار به آنجا رسيد كه من استاد شدم و استادم شاگرد من شد . نقشه‌ها را من مىكشيدم و اساتيد از آن استفاده مىكردند ! ! ما راجع به معارف اسلامى ، گاهى كه با چند مرتبه مطالعه نمىفهميدم به عالم ملكوت متوسل مىشدم تا شبهه برايم حل شود . مرحوم ملا سليمان كه از شاگردان خاص ايشان بوده در حاشيه « الشفا » مىگويد : وقتى شبهه برايشان پيش مىآمد ، نصف شب به مسجدى كه نزديك خانه‌شان بود ، مىرفند و دو ركعت نماز مىخواندند و به عالم ملكوت متوسل مىشدند و شبهه‌شان را در آنجا حل مىنمودند . ( همانطورى كه يك پيرزن براى حاجتش نماز مىخواند و از خدا حاجت مىخواهد و خدا را هم به حضرت ابوالفضل ( ع ) قسم مىدهد ) اين روح تعبد است . اگر كسى بتواند تا وقتى كه مىميرد اين روح تعبد را به خود داشته باشد مخصوصاً اگر عالم باشد خيلى كار كرده است و هدف قرآن هم همين است . حال كه اين مسئله روشن شد به بحث اصلى بر مىگرديم . قرآن محكماتى دارد و متشابهاتى . از محكمات قرآن چيزهايى مىفهميم و در مقابل آنها تسليم هستيم . اما از متشابهات قرآن با « امَنّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا » « 2 » اينكه چيزى نمىفهميم ، در مقابلش تواضع داريم و مىگوييم : آنان كه روح تعبد در برابر متشابه ندارند مىگويند ، براى چه اين را خدا آفريده ؟ چرا اينطور گفته و چگونه چنين مىشود ؟ ! اما آنان كه روح تعبد دارند مىگويند : « آمَنا بِه » ، در مقابل حق تسليمند و بر اين باورند كه : « كلٌّ مِنْ عِنْدَ رَبِّنا » ، همه‌اش از خداست ، محكماتش حكمت و متشابهاتش مصلحت دارد . اگر انسان در برابر محكمات سرفرود آورد كار مهمى نيست . مثل اين كه انسان

--> ( 1 ) - سوره الذاريات ، آيه 56 . « و ما خلق جن و انس را نيافريديم مگر براى اينكه مرا ( به يكتايى ) پرستش كند ( و عبد و بنده من باشند ) ( 2 ) - سوره آل‌عمران ، آيه 7 « ايمان به آن آورديم ، همه آيات از طرف پروردگار ماست . »